تیر ۵م, ۱۳۸۸

The King of The Pop Music , Michael Jackson is Dead !

ارسال شده در موسيقي توسط سبز

- Singer Michael Jackson Dies in  LA

- Pop legend Michael Jackson Dead at 50

تیر ۴م, ۱۳۸۸

روزی ، روزگاری

ارسال شده در نگراني ها توسط سبز

یکی بود ، یکی نبود .غیر از خدای مهربون هیچکس نبود …

یه کشوری بود ، صلح و صفایی بود ، مردمی بودن که همدیگرو دوست داشتن ، به هم گل میدادن و روی لبای همشون لبخند بود … بعد این مردم کم کم عصبانی شدن و بجای لبخند روی صورتشون اخم نقش بسته بود … هیچکسی به بقیه گل نمیداد ، هی سر چیزای کوچیک کوچیک دعوا میکردن … خیلی گریه میکردن …

روزگار گذشت و مردم فقط اخمالو تر و بد اخلاق تر شدن … دیگه همدیگرو کتک میزدن ، سر یه حرف کوچولو زندانی میکردن همدیگرو ، دیگه عشق معنایی نداشت بینشون و هرکی به فکر خودش بود … هرکی تا میگفت من ، سری کتک میخورد و زندانی میشد ، شاید تو زندان بازم کتک میخورد و نمیذاشتن با خونوادش صحبت کنه، بعد یه مدت هم افسرده میشد و خودش رو میکشت …

روزگار باز هم گذشت و شرایط بد و بدتر شد … دیگه به جای محبت و عشق ، کینه و دشمنی بین مردم زیاد شده بود … دیگه روی هم دیگه اسم گذاشته بودن ، اسم یه گروه دوست بود و اسم  اون یکی گروه دشمن … شاید اونا واقعا دشمن نبودن ولی خوب… میدونید ، گروه دوستا اینارو اصلا دوست نداشتن …

روزگاری بازم گذشت تا اینکه خیلی از مردم عصبانی شدن ، چون دیگه هیچکی کسی رو دوست نداشت ، اونا میخواستن یکی رو پیدا کنن که دوباره صلح و شادی رو به مردم هدیه کنه ، ولی اون آدم مهربون انتخاب نشد … کسی نمیدونست چرا !؟ اون آدم مهربون کوتاه نیومد و مردم هم باهاش همراه شدن … ولی یه دسته از مردم خیلی عصبانی شروع کردن کتک زدن و کشتن … اونا هی مردم رو میزنن ، چون دوست ندارن دوباره شادی بیاد و همه لبخند بزنن … حالا دیگه اون شادی و صفا به جنگ و خون ریزی تبدیل شده و همچنان ادامه داره …

قصه ما به سر رسید ؟!؟ کلاغه به خونش نرسید .

خرداد ۲۸م, ۱۳۸۸

سبز ، سیاه

ارسال شده در حرف دل, نگراني ها, چالش توسط سبز

جان در برابر گلوله ، چشم ها در برابر اشک آور ، دست ها در برابر چماق ، ایرانم ، برایت دریایی از خون خواهم گریست

- کارم شده هرروز دنبال کردن اخبار ایران که چندنفر رو کشتن یا زخمی کردن .

دیدن ویدئو ها و عکس هایی که دل هرکسی رو به درد میاره … ” خودمون به خودمون رحم نمیکنیم ! ” دیدن فیلم اون ماموری که از روی پشت بوم به طرف جمعیت شلیک میکنه ، یا عکس اون لباس شخصی که چاقو به دست میره میون جمعیت و چند نفر رو شانسی جر میده ، فیلم درگیری پلیس با مردم و کتک زدن اون دختر به باتوم اون هم چند نفری ، عکس پیرمردی که دختری رو به بخاطر پوشیدن کفش سبز با عصا کتک زده ، خبر حمله به کوی دانشگاه و خون ریزی ، اخباری که از شبکه هایی مثل BBC و CNN پخش میشه و شجاعت مردم رو تحصین میکنن ،فیلم جون دادن اون دانشجو به خاطر گلوله ای که به گردنش اصابت کرده ، یا اون پسری که گلوله خورده توی کلیه ش و ولو شده رو زمین و خبرهای مشابه که هرروز به دستم میرسه و مثل اینکه تمومی ندارن … .

- ازون طرف برمیگردن میگن اون جمعیت چند هزار نفری خس و خاشاکی بیش نیستن و تگ اراذل و اوباش میزنن به ملت … جواب اعتراضات مسالمت آمیز رو با خشونت میدن … شبانه میریزن و کلی خسارت به اموال ملت وارد میکنن …اسلجه کمری به دست سوار بر موتور میرن میون جمعیت و چند تا گلوله واسه خنده شلیک میکنن و چند نفر رو به قول خودشون به هلاکت میرسونن بعدم میگن اراذل و اوباش بودن !

-فکر میکردم این اعتراضات بیشتر از یکی دو روز دوام نمیاره و می خوابه ولی هنوزم که هنوزه مردم امیدوار به یک تغییر هستن … یه چیزی که همه رو راضی کنه … چه اتفاقی میخواد بیوفته خدا میدونه ولی مطمئنم که هرچی هست به دست خود مردم رقم میخوره .

خرداد ۲۳م, ۱۳۸۸

۴

ارسال شده در کالج توسط سبز

- ۴ فقط یه عدد نیست . 

- 4 ، میتونه نمایان گر :صندوق رای ، امید ، انتظار ،  ، آزادی ، همبستگی ، اصلاحات ، تشویش ، اضطراب و خیلی چیزای دیگه باشه …

- ۴ سال تکرار دوباره همین روند ؛

خرداد ۱۸م, ۱۳۸۸

Shift !

ارسال شده در آقاي جو جو, روزانه توسط سبز

من و مهرزاد خونه ای رو که توش بودیم رو پس دادیم و پول پیش خونه رو گذاشتیم روی پس اندازی که از قبل داشتیم و یه خونه ی ویلایی دوبلکس نزدیک کالج اجاره کردیم . پویان هم قراره باهامون هم خونه یی بشه .خلاصه اسباب کشی و قرار امضا کردن از یه طرف ، نزدیک شدن به امتحانات از یه طرف دیگه و این دل صاحب مرده هم از یه طرف دیگه حسابی بنده رو نمودن ! خدا خودش رحم کنه …