Mr Jojo

!

آرشیو 'خاله زنكي'

تحول

پنجشنبه, فروردین ۵م, ۱۳۸۹

* ۲ روزه که به خونه جدیدم نقل مکان کردم و خیلی خوشحالم . چون بر خلاف مابقی خونه هام این یکی تو قلب کالج واقع شده و یه دقیقه پیاده تا دانشگاه بیشتر راه نیست . کلا خیلی خوبه دیگه ! از دوستانی که ظرف این یه سال و نیم شناختم به کل جدا [...]

ادامه مطلب»

Life

دوشنبه, مرداد ۵م, ۱۳۸۸

Sometimes life rocks on ! sometimes it sucks till your last breath
P.S : Im alright no persian font , thats why i’ve posted in english . have fun with life

ادامه مطلب»

آمار !

شنبه, فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸

فکر کن مقادیر بسیار از دخترای کالج آمار میدن و تو مثل اسکولا بهشون توجهی نمیکنی ! بسه دیگه Bachelor بودن … وقتشه که بری قاطی مرغا !
*پی نوشت :
- درس ها روز به روز مشکل تر میشن و بنده روز به روز گشا-دتر !
- دلم برای  خانواده ام یه ذره شده .
- [...]

ادامه مطلب»

و خداوند تعطیلات را آفرید

چهارشنبه, تیر ۲۶م, ۱۳۸۷

… و خداوند تعطیلات رو برای مملکت همیشه خسته و افسرده ی  ایرونی آفرید ! خداییش دیگه نوبرش رو اوردیم با این همه تعطیلی های رنگارنگ به مناسبت های مختلف . البته اگه بخوام نگاه کلی و ایرونی به این تعطیلات داشته باشم ، خیلی هم خوب هستن و ۳۰۰ روز تعطیلات در سال برای [...]

ادامه مطلب»

هویجورکی

سه شنبه, تیر ۲۵م, ۱۳۸۷

* قبل نوشت‌:
- توی وبلاگ خدابیامرز قبلی معمولا خاطرات سفرهایی رو که میرفتم رو مینوشتم ولی توی این یکی ازین خبرها نیست . اصلا معنی نداره من بیام از سیر تا پیاز سفری که به خودم مربوطه رو برا شماها شرح بدم . از طرفی خیلی طولانی میشه و صفحه پر میکنه و نهایتا آمار [...]

ادامه مطلب»

روزی ،‌ روزگاری

سه شنبه, تیر ۱۱م, ۱۳۸۷

- یادمه دقیقا عصر همون روزی که آخرین امتحان پایان ترم رو دادیم من و علی قرار شد بریم داخل شهر واسه گردش و خرید و خالی کردن این خستگی کوفتی که از امتحانات باقی مونده بود   . ” جدا خیلی خسته کننده و چندش آور بود . ”
علاوه بر ما اکثر بروبچ اومده بودن [...]

ادامه مطلب»

هویجوری

دوشنبه, تیر ۱۰م, ۱۳۸۷

* قبل نوشت :
- چند روزی رو نبودم  . با زمین و زمان و مخصوصا باشخص خودم درگیر شده بودم و چند روزی هست که اعلام آتش بس کردم .
چقدر خوب بود این مدت . همینطور پار درهوا مونده بودم و همش خودخوری میکردم … . حالا خیالم از یه مسئله ای راحت شده و [...]

ادامه مطلب»

سرخوشی ، ماشین بازی ، جنون

جمعه, خرداد ۲۴م, ۱۳۸۷

الان ساعت ۱ صبح هست .
من و علی از ساعت ۸ تا همین الان بیرون بودیم و حسابی خوش گذروندیم به هر نوعی … . جای همه سرخوشان خالی .
*  چندتایی عکس گذاشتم روی فلیکر !

ادامه مطلب»

منتقل شدم رو Plesk

چهارشنبه, خرداد ۲۲م, ۱۳۸۷

ظاهرا فقط سرور سایت من رو تحریم کردن و از روی کنترل پنل Cpanel به روی Plesk مهاجرت کردم و خوب الان خیلی مشکل دارم با سیستم جدید  . من ندیده که تا حالا ازینا ندیده بودم ! خلاصه نمیدونم چه خاکی بریزم تو سرشون . تنها شانسی که اوردم این بود که مشکلی برای [...]

ادامه مطلب»

وقتی برینی !

شنبه, خرداد ۴م, ۱۳۸۷

خوب … خوب !
من که به شخصه اصلا فیزیک رو خوب نخونده بوم و توقعی هم از خودم نداشتم . مابقی رو نمیدونم . امتحان فیزیک واقعا تحولی داد در احوالات من و اصلا خوشحال نیستم ! حتی امتحان پس فردا رو هم نخوندم و امروز نمیخوام بخونم … میبینی تا چه حدی این مسخره [...]

ادامه مطلب»