…
شنبه, شهریور ۱۳م, ۱۳۸۹موجودات پیچیده ای هستیم کلا !
موجودات پیچیده ای هستیم کلا !
مهم نیست چندبار زمین میخوری ، مهم اینه که بعد از زمین خوردن دوباره بلند شی و به راهت ادامه بدی .
* برای آینده ام برنامه هایی که البته بعضی هاشون ریسک می پذیره . ریسک میکنم تا به اونچه که میخوام برسم ، نمیخوام مثل یه آدم معمولی بمیرم!
* چهار سال پیش داداش دوستم یه حرفی بهم زد که همیشه آویزه گوشم کردم : ” هرکاری که میخوای بکنی ، توش بهترین باش. “
خیلی حس خوبیه یه واحد رو که خیلی ها افتادن تو پاس کنی ! من الان همون حس رو دارم
احتمال اینکه برم استرالیا واسه ادامه تحصیل خیلی زیاد شده … شایدم کلا مهاجرت کردم .
بابا امروز برگشت ایران …
جاده خوشبختی در دست تعمیرِ دور بزن برگرد این رسم تقدیرِ ..
کلا طمع حس خیلی بدیه … طمع نکنید . خوب ؟ آفرین
این کارش رو هم به فال نیک میگیرم …
رفاقت همیشه بالا و پایین داشته … دوستای صمیمی ، دشمن خونی همدیگه میشن و الی آخر !
- چه دورانی داشتیم وقتی بچه بودیم … اولین دوست صمیمی رو کلاس دوم دبستان پیدا کردم ، سجاد . یادمه با دوچرخه ش تو کوی بهارستان داشت دور میخورد که با هم آشنا شدیم . یکم بعدش [...]