Mr Jojo

!

آرشیو تیر, ۱۳۸۷

هویجوری

دوشنبه, تیر ۱۰م, ۱۳۸۷

* قبل نوشت :
- چند روزی رو نبودم  . با زمین و زمان و مخصوصا باشخص خودم درگیر شده بودم و چند روزی هست که اعلام آتش بس کردم .
چقدر خوب بود این مدت . همینطور پار درهوا مونده بودم و همش خودخوری میکردم … . حالا خیالم از یه مسئله ای راحت شده و [...]

ادامه مطلب»

بیگانه دوستی تا به کی ؟

یکشنبه, خرداد ۲۶م, ۱۳۸۷

قبل نوشت :
این پست رو همینطوری میدم که آمار پست های وبلاگ همینطوری واسه خودش الکی بره بالا !
- دیروز با علی رفتیم و یه کوچولو خرید کردیم و برگشتیم خونه . البته علی هم واسه کلاس های کنکور و این حرفها سوال کرد … . واسه خرید دو تا پیراهن کل شهر رو [...]

ادامه مطلب»

۹۵ روز .

شنبه, خرداد ۲۵م, ۱۳۸۷

* از امروز به مدت ۹۵ روز درس و مدرسه تعطیل و به ت*م چپم .
پی نوشت :
- سوسول بازی سر جاش هست . ( کلاس زبان و برنامه نویسی )
- احتمالا این تابستون یه سری فراز و سقوط هایی رو برام بهمراه داشته باشه . به احتمال زیاد یه درگیری بزرگ در راهه …
- [...]

ادامه مطلب»

سرخوشی ، ماشین بازی ، جنون

جمعه, خرداد ۲۴م, ۱۳۸۷

الان ساعت ۱ صبح هست .
من و علی از ساعت ۸ تا همین الان بیرون بودیم و حسابی خوش گذروندیم به هر نوعی … . جای همه سرخوشان خالی .
*  چندتایی عکس گذاشتم روی فلیکر !

ادامه مطلب»

منتقل شدم رو Plesk

چهارشنبه, خرداد ۲۲م, ۱۳۸۷

ظاهرا فقط سرور سایت من رو تحریم کردن و از روی کنترل پنل Cpanel به روی Plesk مهاجرت کردم و خوب الان خیلی مشکل دارم با سیستم جدید  . من ندیده که تا حالا ازینا ندیده بودم ! خلاصه نمیدونم چه خاکی بریزم تو سرشون . تنها شانسی که اوردم این بود که مشکلی برای [...]

ادامه مطلب»

I put a spell on you

یکشنبه, خرداد ۱۹م, ۱۳۸۷

خوب واقعا نمیدونم چی شد که من این موقع شب بزنه به سرم و یه پست بزنم ؟!!! فکر میکنم آهنگ از خواننده راک ، I put a spell on you * Marilyn Manson که شخصا بهش ارادت خاصی دارم ، بود که من رو به این واداشت که یه پست بزنم .
* خط [...]

ادامه مطلب»

شیطان ، پدیده ای از درون

شنبه, خرداد ۱۸م, ۱۳۸۷

قبل نوشت : من شیطان پرست نیستم و هیچ اعتقادی هم به شیطان ندارم .
* سوال : شیطان از خدا قوی تره با بلعکس ؟ چرا !؟

ادامه مطلب»

مفید بودن !

دوشنبه, خرداد ۱۳م, ۱۳۸۷

* واسه تابستون نشستم مثل این بچه سوسولا برنامه ریزی کردم ! اگر قرار بود من تو این مملکت بمونم خوب مسلما مثل خیلی ها از جمله علی میرفتم کلاس تست و تریپ خرخونی و درسخونی و روزی ۱۸ ساعت درس و این حرف ها بر میداشتم !
- چون که خوشبختانه خدا خواسته و من [...]

ادامه مطلب»

آرامش

دوشنبه, خرداد ۱۳م, ۱۳۸۷

هر وقت به دیدنت احتیاج دارم نمیدونم چه نیرویی هست که تو رو میکشونه همونجایی که من هستم … درسته که از دور میبینمت ولی همین دیدن کافیه . تو چی  ؟ تو من رو میبینی ؟! یا اینکه تو فکر این هستی که امتحان رو بدی و سریع زنگ بزنی به دوست پسرت و [...]

ادامه مطلب»

زبان عربی ، درسی بی محتوا

یکشنبه, خرداد ۱۲م, ۱۳۸۷

* فردا امتحان عربی داریم . اینجانب از ساعت ۹:۳۰ دقیقه صبح تا ۸ شب وقت گذاشتم تا این درس مذخرف رو تموم کنم .  به دلیل نفرت شدید و همچنین تخلیه درون میخوام یه سری تفکرات شخصی خودم رو در مورد این زبان در زیر بگم .
- زبان عربی مسلما زبان بادیه و بیابان  [...]

ادامه مطلب»