Mr Jojo

!

آرشیو آبان, ۱۳۸۷

جریان دارد …

دوشنبه, آبان ۶م, ۱۳۸۷

* فبل نوشت :
- نوید جون من دارم برات دست تکون میدم . چطوری رفیق ؟ نیستی یکم حرف بزنیم . یادته چقدر در خونه ی ما حرف میزدیم ؟ دلم برات تنگ شده . حالم خوبه و نگران نباش. این پایین توضیح دادم که دارم چکار میکنم و اصلا قرار نیست دست از پا [...]

ادامه مطلب»

بازار گرم دلالان دانشجو در مالزی

یکشنبه, مهر ۲۸م, ۱۳۸۷

* قبل نوشت :
اینجا یه کوچولو براتون توضیح میدم که اینجا ( در مالزی ) چه خبره تا گوشی دست برخی که فکر میکنن اینجا نقل و نبات تقسیم میکنن  بیاد.
- خوب همونطور که گفته بودم بنده از طریق یکی از مثلا دوستان افدام کردم که برام Offer دانشگاه رو بگیره و … . حدودا [...]

ادامه مطلب»

From Malaysia ,

چهارشنبه, مهر ۲۴م, ۱۳۸۷

خوب مثل اینکه خدا خواست و بنده صحیح و سالم به مالزی رسیدم . الان هم دارم از لابی Hotel Marriott وبلاگ مینویسم . دیگه برنامه وبلاگ نویسی من اینجا معلوم نیست . البته تو ایرانش هم مثل آدم که وبلاگ نمی نوشتم ! ولی سعی میکنم زود به زود بروز کنم . فردا هم [...]

ادامه مطلب»

خداحافظ

شنبه, مهر ۲۰م, ۱۳۸۷

* قبل نوشت :
- راستش فکر میکردم لحظه ی خداحافظی میتونه از سخت ترین لحظات زندگی یه آدم معمولی مثل من باشه  .به خصوص وقتی داری برای یه مدت نسبتا طولانی خانواده ات رو ترک میکنی . اما حالا به این نتیجه رسیدم که نه همچین سخت هم نیست ! حداقل برای من یکی که [...]

ادامه مطلب»